هولوکاست ، قرون وسطی و روش شناسی علمی
جناب آقای احمدی نژاد ! با درو بر شما و خاندان شما و با آرزوی توفیق شما و همگان در راه ایجاد جامعه ای سا لم و بر اساس رای آزاد و منصفانه ی مردم و بر اساس منشور جهانی حقوق بشر* ،
حنابعالی در سخنان مکرر خود ، و از جمله در سخنان مراسم سالگرد انقلاب ، اروپائی ها را متهم کردید به تفکرات قرون وسطایی . این گفته تان را ، گفته ام ، به فال نیک باید گرفت . این یعنی باور تان به روش شنا سی علمی .
توضیح بعدی شما گویا ی این باور است : آنان می گویند چون ما حکم می کنیم که هولوکاست واقع شد ه پس واقع شده و این به هیچ روی با روش شناسی علمی سازگار نیست . ( نقل به مضمون )
بله ، همینطور است . روش شناسی علمی تابع دلخواه این و آ ن نیست . کسی نمی تواند به آب ، مثلا ، حکم کند که : من به تو دستور می دهم در فشار هوای کنار دریا باید در هشتاد درجه ی صد قسمتی به جوش بیایی . آب به این حکم او پوزخند خواهد زد و در همان صد درجه ی خویش به جوش خواهد آمد . بله ! درست است . این تفکر قرون وسطایی بود که می گفت چون من** می گویم این خورشید است که به گرد زمین می گردد و چون من می گویم آسمان هفت طبقه دارد و چون من می گویم ستارگان چراغ هایی هستند که به سقف آسمان چسبیده اند و چون من می گویم .... پس گالیله اگر یافته ی علمی اش با این گفته ها ی من یکی نیست شیطان در روح اش حلول کرده و باید برا ی نجات روح او جسمش را زنده سوزاند تا اقلا روحش نجات یابد . ( زندگانی گالیله _ برتولد برشت ) .
پس چه زیبا درک کرده اید مطلب را !
حق هم همین است . از استاد ارجمند عمران دانشگاه هم جز این انتظار نمی رود . به راستی چه غرور انگیز است که برای اولین بار یک نفر استاد دانشگاه ، از رشته های فنی و علمی ، به ریاست جمهوری انتخاب شده است ، که :
اندیشه ی علمی را می فهمد
و با تمام وجود حس می کند زیان بی جبرانی را
که می خورد
از جزم اندیشی و دیگران را با شلاق تکفیر راندن
به جسم و جان جامعه ی بشر ی .
این آیا به معنی قرار گرفتن در یک مسیر بی بازگشت گسترش روح اندیشه ی علمی ( در برابر اندیشه جزمی و خشک قرون وسطایی ) پس از سالها سرگردانی نیست ؟ این آیا طلیعه ی " به صوت چنگ بگوئیم آن جکایت ها / که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش " می تواند باشد ؟ این آیا یعنی " شد آن که اهل نظر بر کناره می رفتند / هزار گونه سخن در دهان ولب خاموش " ؟ این آیا طلوع زدودن ذهن جامعه از خرافه و وهم اندیشی می تواند باشد ؟ با دا که چنین باشد !
اروپائی ها را که ، باید انصاف داد ، نقطه ی مرکزی روح نقادی علمی دوران معاصراند ، متهم کردید که از این روح نقادی علمی عدول کرده اند و دانشمندان را مجرمانه پی می گیرند و در راه جست وجو گری علمی مانع می تراشند و گزمگان را برآنها دلیر می گردانند ( نقل به معنی ) .
این آیا می تواند به معنی این باشد که اگر فردا صاحب اندیشه ای دیدگاهی داشت ، یافته هایی داشت آمار گیری هایی داشت و این دید گاه ، یافته ها و آمارگیری های خود را نشر داد شلاق تعقیب قضایی و حکم ارتداد و تکفیر ؛ زندان و بی شخصیت شدن و طرد اجتما عی دامنش را نگیرد ؟ به جای آن با همان روش شناسی علمی نادرستی اجتمالی یافته های او را به نقد بکشند ؟ بادا که چنین باشد ؟
و اما درمورد هولوکاست و به چالش گرفتن حقیقت تاریخی آن : دور می دانم ، گفتم ، کشف حقیقت انگیزه ی بیان و باز بیان آن باشد . بی شمار پرسش است که در جست و جوی حقیقت آن باید جان ها فرسود . مثلا آیا این یک پرسش حقیقت یاب نمی تواند باشد که : دین ، و به ویژه سه دین سامی ( یهودی ، مسیحی و اسلام ) مانند هر نظام هنجاری دیگری هستند که شکل گیری شان و گونه گون شدنشان تابع شرایط زمانی و مکانی و ويژگی شخصیتی فرد دارنده اش است ؟ با مثلا ایا این یک پرسش حقیقت یا ب نمی تواند باشد که : چگونه است که از سویی می گوئیم - و این اولین بند هر رساله ی اجتهادی است - که اصول دین تقلیدی نیست و اجتهادی است ؛ مسلمان نمی تواند به صرف این که پدر ومادرش مسلمان اند خود را مسلمان بداند ، بلکه زمانی مسلمانی او پذیرفتنی است که او در این اصول به اجتهاد رسیده باشد . و این یعنی وجود فضای ازاد تحقیق و بررسی ، و این یعتی ضرورت فرصت کافی که انسان ، آ ن گا ه که به بلوغ عقلی برسد ، بتواند در یک فضای علمی خالی از تعصب دست به پژوهش بزند و ازادانه انبخاب کند . و از سویی کودک هشت و نیم ساله را مکلف می کنیم که اگر به فلان تکلیف دینی عمل نکرد بهمان حد شرعی در موردش قابل اجرا است . و نازه اگر دست به پژوهش زد و به نتیجه ای غیر از آن چه ما می گوئیم رسید ، خونش مباح است و مرتد است ؟
و یا مثلا آیا این نیاز به یک پژوهش حقیقت یاب ندارد که : اندیشه ی ولایت مطلقه ی فقیه به معنی تصرف عدوانی در ملک ُمشاعی که ایرا ن اش می نامیم نیست ؟ چرا که همه ی مالکان این ملک مشاع به چنین دخل وتصرفی رضایت ندارند و آن گاه اگر چنین باشد آیا این به معنی نقض " مکان نماز گزار نباید غصبی باشد " نیست ؟ و ... هزاران پرسش دیگر که شاید از موضوع هولوکاست پاسخی اولی طلب کنند.
به چالش کشیدن هولوکاست را ، پس ، بگیریم نه شیدایی کشف حقیقت که خشم و کینه ای که جناب آقای رئیس حمهور را آکنده است از ستمی که بر مردم فلسطین رفته است . ای کاش چنین می بود که با گزینش این روش ما می توانستیم در گسستن زنجیر های ستم از دست و پای مردم فلسطین به آماج برسیم . اما آیا نه جز این است که در هر مبارزه ای باید در ابتدا مبارزه برای یک امر روی دادنی باشد و نه امری نامحتمل و در دوم گام باید تلاش کرد هر نیروئی به هر اندازه خرد را به خدمت گرفت ؟
جناب رئیس جمهور نیک بنگرند که بازتاب این نوع راهبردشان چیست ؟ گذشته از آنکه جرم دانستن موضوع هولوکاست بازتاب رشد نونازی ها در آلمان و دیگر حاهای اروپا بوده است و این نوع برخورد به موضوع ، همنوایی با انان را القاء می کند ، بازتاب تاراندن بخش بزرگی از کسانی را نخواهد داشت که دست کم در همدردی با مردم فلسطین با ما هم خوانند ؟
و دیگر اینکه یک پرسش : آیا منظور از به چالش کشید ن هولوکاست یعنی به پرسش گرفتن اصل رویداد یا چندی و چونی رویداد ؟ دور می دانم که اصل رویداد به پرسش گرفته شده باشد و به احتما ل پرسش در مورد چندی و چونی رویداد باشد . در این حالت به حکم " هر آنکس که یک بی گناه ر ابکشد جنان است که همگان را کشته است " ایا این همه اصرار در طرح این گونه ی موضوع به کدامین آماج تواندمان رساند ؟
و آنگاه زیبا تر نبود که، در دفاع از مظلوم، به مظلوم بودن قوم یهود و سرکوب آنان و آوارگی تاریخی آنان هم نیم نگاهی افکنده شود و کریمه ی " یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انی فضلتکم علی العالمین " بر خوانده شود . و این را پایه ای بر ای اتحاد و یگانگی گرفته شود به جای ژرف تر کردن ریشه ی درخت دشمنی ؟
*- و این آرزوی اخیر با این امید و آرزو است که شما هنگامی که فرموده اید : کلمات حقوق بشر به کلمات تهوع آور تبدیل شده اند ( قریب به این مضمون ) در اساس به این توجه داشته اید که برخی دولت ها از کلمات حقوق بشر استفاده ی نابجا می کننند . مثل اینکه خودشان با بستن و بریدن و زنجیر کرد ن و از حقوق اجتماعی محروم کردن شهروندانشان و با سرکوب مخالفان فکریشان حقوق بشر را زیر پا می گذارند و آنگاه از دیگران می خواهند حقوق بشر را برای شهروندان خویش زیر پا نگذارند ؛ که البته ای کاش به جای استفاده از تعبیر فوق این گونه فرموده بودید که :" مو ضوع اعلامبه ی جهانی حقوق بشر ، در واقع ، از افتخارات تمدن بشری است که با رعایت آن سعادت و به روزی شهروندان همه ی ملت ها تامین خواهد شد ؛ اما باید جلو استفاده ی بد از آن را گرفت ."
** - من قرون وسطا یعنی حکم روحانیون قرون وسطایی و با کما ل غرور باید اعلام کرد که خوشبختا نه روح روحانیون ما از این نوع سنگ اندازی ها در برابر نتیجه گیری هایی که با روش شناسی علمی به دست می آیند بی زار است ، حتی اگر این نتیجه گیری ها با اندیشه های آنها همخوانی نداشته باشد . آنان بی درنگ تسلیم راستی و حقیقت خواهند شد و اندیشه های تا پیش از حقیقت یابی علمی را به بوته ی نقد خواهند کشید .
نکته - نمونه های عینی آن را به خوانندگان هوشیار وا می گذارم